اولین غذای آروین
امروز یکی از بهترین روزهای زندگی ما بود تو عسل زندگیم امروز اولین غذای زندگیت رو به جز شیر مامانی نوش جون کردی
خدایا شکرت که منو لایق مادر شدن دونستی و من حالا در مقام مادر به فرزندم غذا می دهم
خدایا میلیون ها بار شکرت
شرح ماجرا از زبان آروین گلم
مامانی اول از همه دستهاشو شست و ظرف غذای منو با یه قاشق کوچولو آورد و بهم گفت نفسم از امروز تو غذا(سرلاک)می خوری
اول مقداری آب ولرم جوشیده شده در ظرف ریخت

و بعد توش دو قاشق سرلاک شیر و برنج ریخت

بعد یه چیزی دور گردنم بست که بهش می گفت پیش بند ایناهاش

پس این یعنی قاشق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و شروع غذا خوردن ...

اولش یه جوری بود ولی بعد خوشم اومد

مامانی قاشق رو بده خودم بخورم

پس اینجوری با قاشق غذا می خورند

به به

درسته خیلی خوشمزه است ولی مامانی هیچی شیر خودم نمیشه

بعد از یه غذای خوشمزه یه خواب شیرین خیلی می چسبه

قربون دستهای کوچولوی نازت که قاشق رو محکم گرفته برم
خوابهای شیرین ببینی عسلم


اولین غذای آروین
